خرید روسری استقبال خبرگزاري فارس از مصاحبه رييس هاله

جورج سوروس، صهيونيست معروف آمريكايي با اشاره به بروز بزرگترين بحران مالي در آمريكا از زمان ركود بزرگ سال 1929 گفت: دوران ابرقدرتي آمريكا در عرصه اقتصاد پايان يافته است.

وي رييس بنياد سوروس است كه هاله اسفندياري از افراد فعال در آن بود.

به گزارش خبرگزاري فارس جورج سوروس صهيونيست معروف امريكايي طي مصاحبه‌اي با شبكه تلويزيوني بلومبرگ به ارائه نظرات خود در مورد بحران اقتصادي آمريكا پرداخته كه ترجمه آن در زير ارائه شده است.

*. شما در كتاب جديد خود از بروز يك بحران مالي در آمريكا سخن گفته ايد كه بزرگترين بحران مالي از زمان «ركود بزرگ» تا كنون است آيا اين بحران قابل اجتناب بود؟
— من فكر مي‌كنم بله. اما تنها در صورتي مي شد از اين بحران اجتناب كرد كه به عيب ها و نقايص نظام كنوني پي برده مي شد. متأسفانه عقيده «بنيادگرايي بازار» ايدوئولوژي حاكم در آمريكا است. بر اساس اين ايدوئولوژي بازارها، خود تنظيم و خود اصلاح هستند. مسلما اين عقيده غلط است زيرا همواره در زمان بروز مشكل در بازارها اين دولتها بوده اند كه توانسته‌اند با مداخله خود بازارها را نجات دهند. ما از سال 1980 تاكنون پنج يا شش بحران را تجربه كرده ايم كه در هر مورد دولت به مداخله پرداخته و شرايط را اصلاح كرده است. اما اين حقيقت ناديده گرفته شده است و نظر حاكم آن است كه بازارها مي‌توانند خود را اصلاح كنند.

*. چرا تاكنون كسي به اين حقيقت پي نبرده است؟
— من قائل به نظريه‌اي در مورد بازتاب پذيري هستم كه از اهميت نقش مفاهيم و برداشت‌هاي نادرست در شكل دهي به تاريخ سخن مي گويد. بنابراين اين موضوع غيرمعمول نيست.

*. شما گفتيد اگر اشتباهات و نقايص نظام موجود شناخته مي شد بحران فعلي به وجود نمي آمد. چه كسي مي توانست به اين حقيقت پي ببرد؟
— مقامات، قانونگذاران، بانك مركزي و وزارت دارايي نتوانستند اين موضوع را دريابند. ادوارد گرامليچ رئيس سابق بانك مركزي در يك سخنراني در سال 2004 نسبت به بروز بحران در نظام رهن ثانويه هشدار داده بود. او به كنه حقيقت پي برده بود بنابراين كساني بودند كه از آنچه در حال وقوع بود اطلاع داشتند. اما مقامات رسمي نخواستند چيزي ببينند.

*. حتي برنانكه رئيس بانك مركزي نيز مقصر بوده است؟
— بله اما من هيچ فردي را شخصا مقصر نمي دانم زيرا هر نفر در چارچوب يك مجموعه فعاليت مي‌كند.

*. پيش بيني شما از آينده بحران كنوني چيست؟
—به نظر من نمي توان پيش بيني قطعي و مشخصي را در اين زمينه ارائه داد و همه چيز به چگونگي عملكرد مقامات براي حل بحران بستگي دارد. اما بايد گفت بحراني كه ما با آن رو به رو هستيم بسيار وخيم تر از آن چيزي است كه تصور مي شود. بازارهاي مالي با آشفتگي عمومي بي سابقه اي مواجه شده اند. در رأس آن شما با بحران مسكن مواجه هستيد كه ممكن است وضعيت بدتري را تجربه كند. به همين ترتيب بازارها نيز در سطوح بالايي و پاييني با وضعيت بدتري مواجه خواهند شد.

*. چندين سال است كه ارزش دلار در برابر ساير ارزها روندي نزولي را طي مي‌كند. به نظر شما اين وضعيت تا كي ادامه پيدا مي كند؟
—من نمي دانم. مي توان روند كلي را پيش بيني كرد اما نمي توان ميزان و زمان آن را تعيين كرد. به هر حال اگر اقتصاد ثبات خود را به دست آورد وضعيت دلار نيز اصلاح مي شود.

*. شما در كتاب اخير خود نوشته ايد: «ما در پايان عصر حاضر قرار داريم». آيا پس از پايان بحران كنوني باز هم مي توان آمريكا را ابرقدرت جهان در بعد اقتصادي بدانيم؟
— به هيچ وجه. همين الان هم اين مسئله زير سوال رفته است. ما در حال حاضر وارد دوره اي از آشفتگي و آشوب قابل توجه شده ايم. وزنه اقتصادي آمريكا در سطح جهان تا حد قابل ملاحظه اي كاهش يافته است و باتوجه به اين امر بايد ساختار مالي جهان از نو بازسازي شود. اكنون مي توان از اهميت بيشتر چين و هند و ديگران در اقتصاد جهان در مقايسه با آمريكا سخن گفت. اينكه نظام اقتصادي جهان در آينده چگونه خواهد بود جاي بحث و گفتگو دارد.