خرید روسری يك‌هتل و تجربه عبرت‌آموز کره شمالي

عباس عبدي در «سرمايه» نوشت: در روزنامه شنبه خبري خواندم که تاکنون در مورد آن چيزي نشنيده بودم. خبر درباره هتلي 105 طبقه (يک بار ديگر بخوانيد يکصد و پنج طبقه هتل در پيونگ يانگ) بود که در پايتخت کره شمالي ساخته شده بود. ساخت اين هتل موشکي شکل در سال 1987 (21 سال پيش) شروع شد و از 16 سال پيش و قبل از تکميل تجهيزات داخل آن بلااستفاده مانده است. اين هتل سه هزار اتاق خواب دارد که احتمالاً 4500 نفر مي‌توانند در آن مستقر شوند. دستور ساخت اين هتل به عنوان نماد پيشرفت کره شمالي در برابر کره جنوبي صادر شد تا «کيم ايل سونگ» آرزوي بزرگ خود را از ساخت اين آسمان‌خراش در شهر درجه چندم پيونگ يانگ به گور نبرد. براي اطلاع از ابعاد موضوع، کافي است گفته شود که براي تکميل و ايمن‌سازي اين هتل در حال حاضر دو ميليارد دلار سرمايه لازم است و اين در حالي است که حکومت کره شمالي در برابر کمتر از 200 ميليون دلار نفت از تمام شعارهاي هسته‌اي خود کوتاه آمد، جالب است که اين هتل در کشوري ساخته شده که کاملاً دولت و مردمش فقيرند و احتمالاً قادر نيستند حتي يک شب هم در اين هتل (در صورت تکميل) بخوابند و بايد توريست‌هاي خارجي آن را پر کنند. در حالي که در شرايط کنوني به دليل سياست‌هاي عمومي و نيز وضع اقتصادي اين کشور، بعيد است که حتي چند صد نفر توريست خارجي در اين کشور حضور داشته باشند.مردمي که گرسنه هستند و ده‌ها هزار نفر از آنان به همين دليل مرده‌اند، فقط و فقط هزينه بلندپروازي‌ها و ارضاي حس جاه طلبي‌هاي رئيس جمهوري مادام العمر و وارث او را مي‌پردازند که درک درستي از معناي پيشرفت و توسعه ندارد و تصور مي‌کند که با ساختن يک هتل 105 طبقه مي‌تواند مردمش را سربلند کند….احساس خفت و خواري که از ديدن اين بناي عظيم و بيهوده به مردم کره شمالي دست مي‌دهد، قطعاً زجرآورتر از گرسنگي و ضعف ناشي از عدم دسترسي به غذا براي تامين کالري لازم براي زنده ماندن آنهاست. اگر گرسنگي جسم و بدن آنها را تحت فشار قرار مي‌دهد، اين هتل در هر لحظه چون خاري بر چشم روح و روان آنان را تحت شکنجه و فشار قرار مي‌دهد. دولت‌ها و حتي ملت‌هاي بزرگ را با کارهاي بزرگ نمي‌شناسند؛ زيرا کارهاي بزرگ حتي اگر موفق هم شوند، عمقي کم و وضعيتي ناپايدار دارند و به سرعت به وبال گردن تبديل مي‌شوند. دولت‌هاي بزرگ، دولت‌هايي هستند که کارهاي کوچک را در حد وسعت زياد انجام مي‌دهند و بزرگي کار آنان در اين است که کارهاي کوچک را خوار نمي‌شمارند. دولت‌هايي که اعتماد به نفس دارند، براي جا انداختن خودشان نزد مردم، نيازي به اجراي طرح‌هايي ندارند که هميشه کلمه اولين را يدک بکشد. کوشش براي شکستن رکوردهاي گينس بيش از آنکه در کشورهاي توسعه يافته رخ دهد، در کشورهاي فقير و عقب افتاده است که براي جبران و مرهم گذاشتن بر زخم‌هاي کشنده خودکم‌بيني ناشي از عقب ماندگي مشاهده مي‌شود. اي کاش در کتاب رکوردهاي گينس، عنواني هم درباره ميزان تمايل به رکوردشکني در کشورهاي توسعه يافته و عقب مانده بود. پيش از آنکه اين مطلب را بنويسم، سخنان يکي از وزراي محترم را مي‌خواندم که از کارهاي برخي مطبوعات در بزرگ کردن نقاط ضعف دوستان حکومت ايران چون کوبا، نيکاراگوئه، ونزوئلا و بوليوي سخت گلايه‌مند بودند. اگر چه در آن سخنان نامي از کره شمالي نبرده بودند، اما اميدوارم که اگر اين دولت را هم دوست متبوع خود مي‌دانند، پيشاپيش مرا از نوشتن اين متن معذور دارند که قصدي جز تجربه آموزي و همدردي با ملتي مظلوم در ميان نبوده است،