خرید روسری ابهام در محور المپياد ايرانيان

دومین دوره المپیاد ورزشي ایرانیان، اين بار با شمايلي متفاوت برگزار شد كه با توجه به رويكرد متفاوتي كه در اين زمينه پيش گرفته شده بود، برخي تهديدهاي دوره‌ گذشته اين رقابت ها را برطرف ساخت و البته تهديدهاي فراواني را براي اين رويداد به همراه آورد.
 
به گزارش خبرنگار ورزشي «»، ورزش كشور از دهم تير ماه تا پانزدهم مرداد ماه، درگير بزرگترين رويداد داخلي بود كه به زعم برخي كارشناسان، جزو اثرگذارترين حركت‌هاي دولت نهم در حوزه ورزش به شمار مي‌رود.شايد مهمترين مسأله‌اي كه در اين رقابت‌ها در دايره توجه قرار داده شده، فراگيري اين مسابقات بوده؛ به شكلي كه برخلاف دوره‌هاي گذشته، همه استان‌هاي كشور، ميزبان المپياد ايرانيان بود و به نوعي با اين رويداد يك حركت عظيم در ورزش كشور رخ داد، اما آيا اين المپياد به معناي واقعي توانست ماموريت خود را در چارچوب‌هايي كه براي المپياد تبيين مي‌شود، به سرانجام برساند؟ در اين راستا، «» به بررسي جوانب امر اعم از نقاط مثبت و نقاط ضعف اين رويداد ورزشي مي‌پردازد.
 
المپياد محلي براي نخبه‌گرايي يا پشتوانه‌سازي؟در نخستين دوره المپياد ايرانيان بنا بر اين امر گذاشته شد كه رقابت‌هاي ياد شده، نخستً در سطح روستا‌ها و سپس با حضور منتخبان روستاها در سطح شهرها و پس از آن در سطح استان‌ها برگزار شود و منتخبان استان‌ها در المپياد ايرانيان شركت كنند، اما برخلاف برنامه‌ريزي‌ها اكثريت ادارات كل تربيت‌بدني، كار را به برگزاري مسابقات استاني خلاصه كردند تا نخبه‌پروري در اين سطح انجام پذيرد.
 
بدين شكل در نخستين دوره المپياد ايرانيان، همه استان‌هاي كشور در رشته‌هاي گوناگون حضور يافتند و در واقع، تنها بار مالي برگزاري مسابقات قهرماني كشور بزرگسالان در سال 86 از روي دوش فدراسيون‌ها برداشته شد و در قالب اين المپياد بر دوش ادارات كل تربيت ‌بدني بيفتد كه البته در عوض برگزاري به صورت پراكنده، به صورت متمركز برگزار شد. در دومين دوره رقابت‌هاي المپياد ايرانيان رويه متفاوتي دنبال شد و برخلاف دوره نخست كه محوريت بيشتر با نخبه‌گرايي بود، پشتوانه‌سازي در دستور كار قرار گرفت تا اين رويداد در سه رده سني نوجوانان، جوانان و اميد برگزار شود.

اما آيا سياست برگزاري المپياد ايرانيان با آنچه براي اين رقابت‌ها تعريف شده، قابل تطبيق است؟ آنچه مسلم است، المپيادها به نوعي از فلسفه المپيك پيروي مي‌كنند كه بر مبناي رقابت‌برترين‌ها شكل گرفته‌اند، كما اينكه در المپيادهاي ورزشي دانشجويان و ديگر المپيادهاي مشابه ورزشي نيز برترين‌ها كنار هم رقابت مي‌كنند، اما المپياد ايرانيان، راهي خلاف فلسفه المپيادها را در پيش گرفته و به محلي براي استعداديابي مبدل شده است؛ حال آن كه بعيد به نظر مي‌رسد با برگزاري يك مسابقه ساليانه بتوان در زمينه استعداديابي گامي مؤثر برداشت و شايد بهتر باشد، همچنان با تكيه بر طرح آمايش سرزمين كه به صورت كامل اجرا نمي‌شود، استعداديابي را پيگيري نمود تا آن‌كه با يك رويداد كه امكان دارد بسياري از استعدادها، به دلايل گوناگون در آن حضور نداشته باشند و يا نتوانند توانمندي‌هايشان را به نمايش بگذارند، بسنده كرد.
 
در واقع، با اين طرح تنها مسابقات قهرماني كشور رشته‌هاي گوناگون به صورت متمركز و با نام المپياد ايرانيان برگزار مي‌شود و بدين لحاظ، خاصيت برگزاري چنين المپيادي با اوضاع كنوني، بيش از مسابقات قهرماني كشور نيست. شايد بهترين روش ممكن در اين مقوله، برگزاري المپياد در رده بزرگسالان با حضور چهره‌هاي منتخب مسابقات قهرماني كشور باشد كه با كاستن از حجم كمي اين رقابت ها و افزودن به حجم كيفي آن، زمينه شكل‌گيري يك رويداد حرفه اي يا يك المپيك ملي با حضور برترين‌هاي كشور را كه مردم براي ديدن آن در پشت در ورزشگاه‌ها صف بكشند، فراهم شود.
 
المپياد پراهميت‌تر است يا المپيك؟ديگر موضوعي كه بايد مورد بحث قرار گيرد، زمان برگزاري المپياد امسال است كه از دهم تير ماه لغايت پانزدهم مرداد ماه لحاظ شده و دقيقاً دو روز پيش از مراسم افتتاحيه المپيك پكن پايان مي‌يابد. در اين شرايط كه كشورهاي جهان، تمركز خود را بر بازي‌هاي المپيك گذاشته‌اند، تمركز مسئولان ارشد فدراسيون‌هاي ورزشي متوجه المپياد ايرانيان است و در واقع، مسئولان فدراسيون‌ها در مدت زمان برگزاري المپياد ايرانيان بيش از آنكه بتوانند براي حمايت ‌همه ‌جانبه از نمايندگان ايران در المپيك تلاش و برنامه‌ريزي داشته باشند، ذهنشان مشغول اين المپياد بوده است.با اين تفاسير، چنين دريافته مي‌شود كه المپياد ايرانيان آنچنان مهم بوده كه نسبت به المپيك ارجحيت داده شده كه مطمئناً امري قابل قبول نيست. بايد ديد آيا المپيك به عنوان بزرگ‌ترين رويداد ورزشي از اهميت بيشتري برخوردار است يا المپياد به عنوان ابتكار سازمان ورزش در دولت نهم؟
از سوي ديگر، زمانبندي اين رقابت‌ها نيز قابل توجه است و به باور برخي كارشناسان، برگزاري مسابقاتي با اين حجم به صورت ساليانه حالتي فرسايشي را به همراه مي‌آورد و طبيعي‌ ترين روش ممكن براي اين رقابت‌ها، برگزاري به فاصله دو تا چهار سال است تا برآيندي منطقي از عملكرد دوره‌هاي كوتاه‌مدت فعاليت استان‌ها حاصل آيد.
 
ميزباني‌هايي با سطوح كيفي متفاوتهرچند همه استان‌هاي كشور، به نوعي سهمي از ميزباني اين رقابت‌ها بردند، به واقع باز هم استان‌هاي كوچك و محروم نتوانستند سهم چشمگيري از ميزباني‌ها را به خود اختصاص دهند و مردم استان‌هاي سيستان‌ و بلوچستان، كهگيلويه و بويراحمد، چهارمحال و بختياري باز هم سهم چشمگيري از ديدن اين رقابت‌ها را نتوانستند از آن خود كنند.با اين حال، شايد بتوان به سازمان تربيت‌بدني بابت حفظ حدودي تمركز در توزيع ميزباني‌ها حق داد، چرا كه عمده استان‌هاي محرومي كه ميزباني را بر عهده داشتند، برآيندي متوسط تا ضعيف را ارايه دادند كه چندان مقبول واقع نشد و شايد در اين زمينه به ميزباني مسابقات باستاني در بم بتوان اشاره داشت كه به دليل در نظر نگرفتن تداركات لازم، برخي قهرمانان در گرماي تابستاني بم، داخل زورخانه‌ها اقامت كردند!
 
به نظر مي‌رسد ضروري باشد درباره نحوه ميزباني‌ها نظارت بيشتري صورت پذيرد تا احيانا از امكانات احداث شده توسط سازمان تربيت‌بدني در استان‌هاي كشور كه به گفته رئيس سازمان ورزش به اندازه شصت سال گذشته بوده، بهره‌برداري مناسب انجام پذيرد و به‌‌رغم وجود اين ميزان امكانات تازه‌ تأسيس، ورزشكاران از يك خوابگاه ورزشي استاندارد محروم نشوند.
 
ضرورت آفت زدايي كاملاً ملموس استآنچه به نظر مي‌آيد، انكارناپذير باشد، تخلفاتي است كه در اين رقابت‌ها تعمداً صورت مي‌پذيرد كه از آن دست مي‌توان به بحث صغر سني اشاره كرد كه برخي رسانه‌ها نيز كاملاً شفاف به آن اشاره داشتند. در كنار اين مسئله به شايبه‌ استفاده از مواد نيروزا نيز مي‌توان اشاره داشت كه البته برخي استان‌ها به راهكارهاي ديگري نيز دست زدند و آن جذب و بهره‌برداري از بازيكنان ديگر استان‌هاست.
اين مسائل كه به عنوان آفت اين رقابت‌ها شناخته ‌مي‌شود، به شدت مي‌تواند به صحت و دقت ارزيابي نهايي توان ورزشي استان ها ضربه بزند و اين رده‌بندي را با علامت سؤال روبه‌رو سازد، چرا كه هنگامي كه چند قهرمان كرمانشاهي براي استاني ديگر به رقابت بپردازند و مدال‌آور باشند، امتياز آنها براي استان دوم ثبت مي‌شود.
براي رفع اين مسائل، ضرورت آفت زدايي كاملاً ملموس است كه ‌بايد با ايجاد راهكارهايي همچون انجام تعداد قابل‌ توجهي تست دوپينگ، استفاده از كارشناسان مرتبط براي تشخيص رده سني ورزشكاران و همچنين مبنا قرار دادن دو سال اقامت ورزشكار عضو يك استان براي عضويت در تيم ورزشي آن استان، از چنين تخلفاتي جلوگيري و با متخلفان به شدت برخورد كرد.
 
به نظر مي‌رسد بخشي از اين تخلفات به دليل توجهي است كه سازمان تربيت‌بدني در ارزيابي عملكرد مديران كل تربيت‌بدني استان ها به جايگاه استان مربوطه در المپياد نشان داده كه به همين دليل، هيأت‌هاي ورزشي استان‌ها نيز تا حدودي تحت فشارند تا در حوزه قهرماني جايگاه مناسبي به دست آورند كه طبيعتاً اين ميزان تمركز در حوزه قهرماني، امكان ايجاد فضا براي توسعه ورزش همگاني را توسط هيأت‌هاي ورزشي كاهش مي‌دهد.
اميدواريم سازمان ورزش با توجه به اين نقدها و اعمال ديدگاه‌هاي سازنده در روند برگزاري اين المپياد، رويدادي ماندگار را شكل دهد تا با ورود چهره‌اي ديگر به رأس ورزش، اين المپياد به بايگاني برنامه‌هاي ورزش كشور نپيوندد.