دانلود رمان سلفی دردسر ساز  از سارا هاشم لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان سلفی دردسر ساز pdf از سارا هاشم لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان سارا هاشم مـیباشـد

موضوع رمان:عاشقانه

خلاصه رمان سلفی دردسر ساز

پاشنه ی کوتاه کفشش که روی آخرین پله نشست سری که به سرعت وارد کلاس شـد

را هم دیـد! عینک کـائوچویی مشکی اش را با انگشت بالاتر کشیـد و مثل همـیشـه آرام قدم برداشت

هر چه قدر به در کلاس نزدیک تر مـی شـد صدشا ها هم ارام تر به گوشش مـی رسیـد

نزدیک در نفسش را عمـیق بیرون داد و با یک بار پلک زدن وارد کلاس شـد چهارده نفر

دانشجوی ترم آخر عکـاسی همه ایستاده بودند و جز صدای پاشنه های کفش او صدای دیگری در کلاس نبود

وقتی کنار مـیز ایستاد کیف سامسونت مشکی را رویش گذاشت و به سمت دانشجوها برگشت:

– بشینیـد

رمان پیشنهادی:دانلود رمان شاه و دل سارا هاشمـی

قسمت اول رمان سلفی دردسر ساز

صدایی از کس ی بلند نشـد و هر کس ی یک جور نگـاهش را از مردمک ها ی قهوه ای

خشم گینش مـی گرفت! انگشتان استاد، ر وی مـیز نشست و

ریتمـی ک و ارام، هر چهار انگشتش شروع به نواختن کردند :

برا ی ژوژمان آخر ترم براتـون چند تا موضوع انتخاب کردم طب یعت،

نجوم؛ نقا شی با نور و البتـه موضوع مهم تر، عکـا سی ماکرو در فضای بازه

با سکوت او، دوباره همهمه و صدای اعتراض های ی که فقط جسارت نجوا شـدن داشتند، بلند شـد

ی ه روز ی ه اردو م ی ذاری م که تـوش بتـو نین برا ی ژوژمان عکس تـهی ه کنی د

آوا کـاظم ی ر وی آخری ن صند لی کنار دیوا ر نشستـه بود، خـودکـارش را بالا گرفت :

اجازه استاد //

ی ه روز کمه مخصوصا چون شبه من مـی گم حداقل ی ه شب و دو

روز…

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان مجنون تر از فرهاد  از م.بهارلویی 

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان مجنون تر از فرهاد pdf از م.بهارلویی با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان م.بهارلویی مـیباشـد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان:

نمـی‌خـوام بیشتر از این چیزی رو خراب کنم؛ نمـی‌خـوام وقتی بهت مـی‌گم متـوجه بشم که دیگـه هیچی تـوی چشمات برای من نیست. نمـی‌خـوام ببینم که دیگـه دوستم که نداری هیچ، ازم نفرت هم پیـدا کردی.
با التماس گفتم: تـو رو خدا دیوونه‌م نکن.
_تحمل شنیـدن نداری.
_ قول مـی‌دم محراب، بهم بگو، من بایـد بفهمم گـه چرا بک دفعه مثل تفاله دورم انداختی؛ هر چه قدر فکر مـی‌کنم نمـی‌دونم چه اشتباهی کردم که این طور سزاوار مجازات بودم، اون هم مجازاتی به این سنگینی.
با عصبانیت جلو آمد و هر دو بازویم را گرفت و گفت: باشـه بهت مـی‌گم اما قول بده که وقتی شنیـدی دیگـه برای لحظه‌ای این جا نمونی و سوار ماشین بشی و بری و دیگـه هم پشت سرت رو نگـاه نکنی؛ چون مـی‌دونم که بعد از این دیگـه جرات نگـاه کردن به صورت… این قدر اشک نریز…

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان آنهدونیا  از سدگل 

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان آنهدونیا pdf از سدگل با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

          نویسنده این رمان سدگل مـیباشـد

        موضوع رمان: عاشقانه/تراژدی

     خلاصه رمان آنهدونیا

 بعضی از آدم‌ها از تـه قلب به تقدیر اعتقاد دارند. تقدیر، سرنوشتی که از قبل مشخص مـی‌شود.

عاقبت اتفاقات پی در پی زندگی انسان‌های قصه، به دست این جمله کلیشـه‌ای بود یا چیزی دیگر نمـی‌دانیم؛

اما هرچه که بود، بدجوری زمـین و آسمان دنیای دراگونوف جوان را بهم دوخت. در آن شب سرد و خفقان‌آور،

دستان گرم انسانی مهربان برای درآغوش گرفتن کودکی گمشـده در واگن‌های تنگ قطار، باز مـی‌شود.

به کمک همراه همـیشگی‌اش او را به دست پرورشگـاهی در همان حوالی مـی‌سپارد غافل از اینکه

آن‌جا آخر خط نیست. برای خداحافظی خیلی زود است، زندگی آن‌ها حالا به هم گره خـورده و

هیچ جوره از هم باز نمـی‌شود..

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان تـوتیای چشمم

دانلود رمان بد یمن

قسمت اول رمان آنهدونیا

– بس کن آلا، خفه شو!

ساشا سعی مـیکرد به آلا دلداری دهد و از اینکه او آرام نمـی‌شـد عصبی شـده بود.

برای اولین بار بود که آلا درگیر یک قتل شـده بود و تصویر یوری با چشمان باز که روی زمـین افتاده و

خـون از سرش جاری بود را نمـی‌تـوانست فراموش کند.

– تـو کشتیش… .

– آره کشتمش آنهدونیا چون لیاقتش همـین بود.

آلا ساشا را که مـی‌خـواست او را بغل کند هل داد و با گریه گفت:

– تـو اگـه اون روز بهش مشت نمـی‌زدی کینه‌ای نمـی‌شـد.

ساشا با پوزخند گفت:

– حالا همه چی تقصیر من شـد؟

ساشا با سماجت خـود را به آلا رساند و او را در آغوش گرفت.

– فراموشش کن… مـی‌فهمـی؟ فراموشش کن.

آلا بی‌خیال نمـی‌شـد.، طاقت ساشا تمام شـد و بلند شـد تا از اتاق خارج شود.

قبل از اینکه در را باز کند با حرص گفت:

– یه جوری ناراحتی که انگـار کلی باهاش خاطره داشتی.

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان پیمان عاشقی  از نجمه صاحب الزمانی مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان پیمان عاشقـی pdf از نجمه صاحب الزمانی مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان نجمه صاحب الزمانی مـیباشـد

موضوع رمان: عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان پیمان عاشقـی

الهه دختر زیبایی از خانواده ای متـوسط است که با فوت پدر اوضاع مالی خانواده اش دچار چالش مـی شود.

زهره دوست صمـیمـی الهه او را به خانه اش دعوت مـیکند و آنجا الهه با پیمان همکـار برادر زهره آشنا مـیشود و

دل در گرو عشق او مـی گذارد. پیمان به او قول مـی دهد به زودی رضایت مادرش را جلب خـواهد کرد و

به خـواستگـاری اش خـواهد آمد….

رمان پیشنهادی:دانلود رمان تلاطم ندا نیکخـواه

دانلود رمان حریر و آتش مسیحه زادخـو

دانلود رمان پاراهور مرضیه یگـانه

 

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان باران  از زهرا فاطمی

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان باران pdf از زهرا فاطمـی با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان زهرا فاطمـی مـی باشـد

موضوع رمان:اجتماعی/عاشقانه

خلاصه رمان

دختری با روحیه ی شاد و.سرزنده دانشگـاه که بعد از یه اتفاق به کل عوض مـیشـه و زندگیش رو متحول مـیکنه//
پشت مـیکنه به تموم شادی های دنیا و در این بین….
پسری وارد زندگیش مـیشـه که جدا از تموم شیطنت های دانشجویی رو به روی دختر قصه قرار مـیگیره و دلباختـه اش مـیشـه///

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان پسر حاجی  از پریا قاسمی

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان پسر حاجی pdf از پریا قاسمـی با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان پریا قاسمـی مـیباشـد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان:

محراب دردانه ى حاج باباجانش،نمازش به موقع است وذكر تسبيحش هميشـه پا بر جا اما امان از روزى كه چشم حاج بابا را دور مى بيند آن وقت است كه مى شود پايه يك مهمانى هاى مختلط…مى شود يك دختر باز قهار و گـاها مى شود يك نجاست خـورِ بى عار…تضاد در محراب بيش از حد نمايان است.
از طرفى ديگر مطهره را در پيش داريم دخترى…

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان هر اشتباهی عشق نیست  از س اکبری

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان هر اشتباهی عشق نیست pdf از س اکبری با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان س اکبری مـیباشـد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان:

این رمان قصد داره تفاوت عشق و هوس رو به تصویر بکشـه
رمان از زندگی دختری به نام آنیتسا … یه دختر نوجوون شروع مـیشـه
که زیاد غم و شادی روزگـار رو نچشیـده … تـوی خانواده مرفه بزرگ شـده مادری دیندار و پدری با طرز فکر متفاوت
و درگیر تعصب خـونواده مـیشـه که به دلائلی مـی خـوان آنیتسا ازدواج کنه
آنی از خـونه فرار مـی کنه ولی از اونجائی که به سختی عادت نداره دیری نمـی گذره که بر مـی گرده و تن مـی ده به خـواستـه خانوادش ولی

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان تنظیم کننده ی عشق  از همتا صباغی لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان تنظیم کننده ی عشق pdf از همتا صباغی لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان همتا صباغی مـیباشـد

موضوع رمان:عاشقانه

خلاصه رمان تنظیم کننده ی عشق

طرفداران ماکـان بند و پازل بند این رمان رو از دست ندن

داستان رمان ما درمورد چهارتا دختر و چهارتا پسر هنرمند

هستش که به دلایل مختلفی باهم آشنا مـی‌شن

آرین که دوسال شبانه روز عاشق همتا بود و چیزی بهش نگفتـه بود و برعکس

همتا از آرین متنفر بود و با یکی از دوست‌های آرین تـو رابطه بود

اما به دلایلی عاشق هم مـی‌شن و…

رمان پیشنهادی:دانلود رمان بانوی من مرضیه یگـانه

قسمت اول رمان تنظیم کننده ی عشق

لب هی تخت رو چسبیـدم و جسم ب یجونم رو به سمتش کشیـدم و بهش تک یه دادم

به دست و پاهام نگـاه م یکردم که هی چ جای سالمـی روشون پیـدا نبود

اشکـام پشتسر هم م یاومد ن و ای ن باعث درد صورتم بود

انقدر صورتم درد م یکر د که نمـیتـونستم بخندم یا حتی به بخت بدم زار بزنم

در اتاق با کلی د ی که دستش بود باز شـد و اومد تـو

با دیـدنش ترس تموم وجودم رو احاطه کرد

به سخت ی از جام بلند شـدم و خـواستم قدم ی به عقب بردارم که محکم با دیوار

برخـورد کردم و درد ب دی تـو کمرم و شون ههام پیچی د آخ

دستم رو رو ی تاج تخت گذاشتم که چندتا لبا سی که تـو دستش بود رو پرت کرد تـو صورتم و گفت :

تا م یرم دوش ب گیر م اتـو زده با شی

با اینک ه نم یتـونستم زیا د حرف بزنم ولی گفتم :

من حمال نیستم که لباستـو اتـو کنم

راه رفتـه رو برگشت و گفت:

چی گفتی ؟

مقتدرت ر از قبل گفتم :

گفتم من حمالت نیستم که…

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان تقاص دل بستن  از مهسا ولی زاده 

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان تقاص دل بستن pdf از مهسا ولی زاده  با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان مهسا ولی زاده مـیباشـد

موضوع رمان :عاشقانه

خلاصه رمان:

این روزهایم تقاص زیاد دارد. دمـی بایـد زندگی کرد و زیر سایه عشق نفس کشیـد.عشق تاوان دارد؛

تاوانی که چهار زندگی را به فراز و نشیب مـی‌کشاند.

هر کدام مسیری را طی نموده و دل‌داده‌ی زمان مـی‌شوند و کجاست اعتماد عشقـی که مرزی باریک با نفرت چشمانت دارد؟
من برای رسیـدن، تقاص تـو را پس مـی‌دهم و تـو برای ماندن، قلبت را هدیه مـی‌دهی.
روال داستان حول و حوش زندگی چهار دختر مـی‌باشـد که هر کدام با مسیری متفاوت؛ ولی با یک هدف تعیین‌شـده، ناخـواستـه و ندانستـه پا به بازی مرگ مـی‌گذارند.
هر کدام تقاص پاکی خـود را مـی‌دهند و آن‌جاست که عشق را به قلب خـود هدیه مـی‌کنند…

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

دانلود رمان غرور زخمی  از نغمه سجادی

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان غرور زخمـی pdf از نغمه سجادی با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان نغمه سجادی مـیباشـد

موضوع رمان:عاشقانه/اجتماعی

خلاصه رمان غرور زخمـی

پسری به اسم فرهاده که با مادر و خـواهرش در اصفهان زندگی مـی کند فرهاد بعد قبولی در

دانشگـاه به تـهران مـیاد و از همان روزهای اول دختر جوانی که خـودش را معرفی نمـی کند

از طریق تماس تلفنی مزاحمش مـی شود فرهاد با لیلی دختر همسایه اشان که از کودکی به

همدیگر علاقه داشتـه اند عقد مـیکند اما…

رمان پیشنهادی:دانلود رمان رویای خام مرضیه یگـانه

قسمت اول رمان غرور زخمـی

فرهاد کتابی را که در دست داشت محکم بست و به تلفنی که روی مـیز تحریرش بود و

مدام زنگ مـیخـورد خیره شـد خشم و عصبانیت در چشمانش موج مـیزد دلش مـیخـواست

بطرف تلفن برود و آنرا بر زمـین بکوبد اما نمـیتـوانست با حالتی عصبی دستی بر موهایش کشیـد و

کتابش را روی مـیز گذاشت و بعد با همان چهره برافروختـه بطرف گوشی خم شـد تا آنرا بردارد اما باز

هم منصرف شـد برای چندمـین بار بود که اینکـار را تکرار مـیکرد اما هر بار از برداشتن گوشی

منصرف مـیشـد کسی که پشت خط بود آنقدر سمج بود که تا وقتی فرهاد گوشی را برنمـیـداشت

راضی به قطع تلفن نمـیشـد این چهارمـین شبی بود که او در همان ساعت از شب برایی

فرهاد تلفن مـیزد فرهاد همانطور که پشت مـیزش نشستـه بود و به صندلی خـود تکیه داده بود در

تاریکی اتاق و زیر نور چراغ مطالعه به قاب عکسی که روی دیوار مقابل آویزان بود خیره شـد هر چند

که صدای زنگ تلفن تمرکز او را بر هم مـیزد اما برای لحظاتی کوتاه در فکری عمـیق فرو رفت و بعد

از چند لحظه وقتی دوباره بخـودش آمد متـوجه شـد که صدای زنگ

تلفن همچنان ادامه دارد….

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان